اعضای خانواده و فامیل به لهجه شامی (سوری و لبنانی)

اعضای خانواده و فامیل به لهجه شامی (سوری و لبنانی)

در لهجه شامی (لهجه سوری، لبنانی، اردنی و فلسطینی) چطور باید اعضای خانواده و فامیل را صدا بزنیم و یا با دوستان عرب زبان خود درباره نسبت‌های فامیلی صحبت کنیم. امروز برخی اصطلاحات زبان عربی لهجه شامی را با همدیگر یاد می‌گیریم.

اعضای خانواده و فامیل به لهجه شامی (سوری و لبنانی)

فارسیلهجه شامی
خانوادهعَيْلِة
خانوادهأُسْرة
بستگان، فامیلقرايِب
فامیلهایی دارم که در تهران زندگی می‌کنند.عِنْدي قرايْبين عايشين بْطهران.
با … فامیل است.بْيِقْرب (لـ)
شما دو نفر نسبتی با هم دارید؟إنْتو الاِتْنيْن بْتِقْربوا بعْض؟
من با اون نسبتی ندارم.أنا ما بِقْربو.
پدربيّ (بيّات)
مادرإمّ (إمّات)
مامان و بابامماما وبيّي
بابابابا
مامانماما
مامان و باباماما وبابا
سلام بابامرْحبا بابا!
مامان کجایی؟ويْنِك يا ماما؟
خانوادهأهِل
پسر، فرزند پسراِبِن (أبْناء)
دختر، فرزند دختربِنِت (بنات)
بچه داری؟عِنْدك وْلاد؟
چند تا بچه داری؟كم وَلد عِنْدك؟
آنها سه قلو دارند.عِنْدُن تْلات تَوْأم.
خواهر و برادرإخْوِة
برادر (برادران)خيّ (اِخْوات صُبْيان)
داداشم و دوست داداشم با من آمدند.خيّي ورْفيق خيّي إجو معي.
خواهر (خواهران)إخِت (إخْوات بنات، خَيّات)
بزرگترین برادرأكْبر خيّ
کوچکترین خواهرأصْغر إخِت
دو خواهر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر دارم.عِنْدي إخْتيْن أكْبر مِنّي وواحْدِة أصْغر.
من کوچکترین فرد خانواده هستم.أنا أصْغر واحد بِالعَيْلِة.
من بچه وسطی هستم.أنا وَلد الأَوْسط.
من تک فرزند هستم.أنا وَلد وَحيد.
دوقلوتَوْأم
دوقلوتوم
شما دوقلو هستید؟إنْتو توم؟
شما دوقلو هستید؟إنْتو تَوْأم؟
من یک برادر دوقلو دارم.عِنْدي خيّ توم.
نابرادری، برادر ناتنیأخ مِن جِهِة الأب
ناخواهری، خواهر ناتنیإخِت مِن جِهِة الأب
این برادر ناتنی من است.هَيْدا خيّي مِن البابا.
همسر، شوهرجوْز
همسر، شوهرزوْج
زنزوْجِة
خانمِ …مدام …
زن …مرْت …
خانمش باهاش آمد.إجِت مرْتو معو.
خانمش باهاش آمد.إجِت مدامْتو معو.
پدرخوانده، ناپدریجوْز الاِمّ
مادرخوانده، نامادریمرْت البيّ
نابرادریخيّ مِن مرْت البابا
نابرادریخيّ مِن زوْج الماما
ناخواهریاِخِت مِن مرْت البابا
ناخواهریاِخِت مِن زوْج الماما
پسر خواندهاِبِن زَوْج
دخترخواندهبِنْت زوْج
پدر بزرگجِدّو
مادر بزرگتيْتة
مامان و بابا بزرگتيْتة وجِدّو
نوه پسرحفيد
نوه دخترحفيدِة
نوه هاأحْفاد
عمو (عموها)عمّ (عْموم)
زن عمومرْت عمّ
عمهعمِّة
شوهر عمهجوْز عمِّة
دایی (دایی ها)خال (خْوال)
زن داییمرْت خال
خالهخالِة
شوهر خالهزوْج خالِة
پسر عمواِبِن عمّ
دختر عموبِنْت عمّ
پسر عمهاِبِن عمِّة
دختر عمهبِنْت عمِّة
پسر داییاِبِن خال
دختر داییبِنْت خال
پسر خالهاِبِن خالِة
دخت خالهبِنْت خالِة
ما عمو زاده هستیم.نِحْنا وْلاد عمّ.
یتیم (ایتام)يَتيم (أَيْتام)
یتیم خانهدار الأَيْتام (دور الأَيْتام)
به فرزندی پذیرفت – می‌پذیردتْبنّى، يِتْبنّى
به فرزندی پذیرفتنتبنّي
به فرزند خواندگی پذیرفته شدهمِتْبنّي
من فرزنده خوانده هستم، مرا به فرزند خواندگی قبول کردند.أنا تْبنّوني.
یک پسر فرزندخواندهاِبِن بِالتّبنّي
خانواده به سبب فرزند خواندگیأهِل بِالتّبنّي
آبا و اجدادأجْداد
نوه ها، نوادگانأحْفاد
اعضای خانواده و فامیل به لهجه لبنانی و سوری
دیدگاه‌ها ۰
ارسال دیدگاه جدید